menusearch
mamasen.ir

چند عکس و یک دنیا حرف

جستجو
سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳ | ۴:۱۰:۱۷
۱۴۰۳/۲/۱۰ دوشنبه
(0)
(0)
چند عکس و یک دنیا حرف
چند عکس و یک دنیا حرف

اخیرا در پایگاه خبری مماسن، نسبت به اینکه مسؤلین ممسنی و رستم در اتاق خود بنشینند و بی‌خبر از حال و دور از شرایط مردم تصمیم بگیرند، انتقاد کرده بودیم و اصولا این روش منسوخ مدیریت را، جوابگوی شرایط امروز ندانسته بودیم.

اصولا، *وقتی یک مدیر مثل رئیس اداره برق، رئیس راهداری، رئیس مخابرات یا رئيس اداره گاز و فرماندار و... سری به روستاهای جاوید، گذری به روستاهای ماهور و دشمن‌زیاری، یا سرکشی به روستاهای پشتکوه رستم نکند، چگونه می‌تواند از احوالات، نیازها و مشکلات آن مردم آگاه شود* و برای رفع این وضعیت، چاره اندیشی کند؟

مگر انقلابی بودن به این نیست که مردم را به معنی واقعی کلمه و عملا، ولی نعمت خود بدانیم؟ اگر مردم ولی مدیران هستند، مدیران باید به خدمت ولی برسند یا مردم باید برای دیدار یک مقام مسؤل ساعت‌ها پشت درب اتاق انتظار بکشند و سختی جاده و صرف انرژی و زمان را به جان بخرند؟

🟪 در این میان اما *چند سالی است که به درستی و در یک ابتکار عمل بی‌نظیر و فوقالعاده ضروری، گعده‌ای از مدیران به واسطه خواست و مدیریت فرماندار ولایتمدار ممسنی، برای رصد پایش وضعیت و شرایط و احوالات مردم رهسپار روستاهای محروم می‌شوند* و از نزدیک، با پایش دقیق مشکلات پای حرف ولی نعمتان خود می‌نشینند.

به خصوص که در این ابتکارِ عملِ دکتر عبدالکریم انصاری، همواره مدیران ادارات خدمات‌رسانی چون آب و برق و گاز و امور عشایر و یا راهداری و مخابرات و مسکن حضور دارند که *اتفاقاً عمده مشکلات و نیازهای مردم نیز در همین حوزه‌ها است* و به درستی و به کرار و مرتبا میز خدمت راهی روستاهای کم برخوردار مناطقی از دشمن‌زیاری و جاوید و ماهور می‌شود.

*در جدی‌ترین اقدام نیز، فرماندار همیشه پای کار ممسنی، با مشارکت دکتر امید نصیبی آخرین اميد ممسنی و رستم، راهی ماهور شدند و از نزدیک طی گفتگو با مردم شریف این بخش، آخرین مشکلات این سامان را جویا و برای رفع نیازهای ضروری مردم، جدی‌ترین تصمیمات اخذ و ابلاغ شده است.*

نشستن کنار بخاری در زمستان یا زیر کولرگازی در تابستان و صدور دستور پشت میز طویل مدیریتی هنر نمی‌خواهد، زدن به دریا و جویای احوالات مردم شدن دل شیر میخواهد و کمی معرفت ذاتی؛ *وگرنه بسیاری بوده‌اند که ابتدای راه کلی شعار دادند و نمایش بازی کردند و جانماز آب کشیدن اما اکنون ماه‌هاست که از آنان حتی خبری نیست و به تاریخ بی رحم و فراموشکار سپرده شده‌اند!*

گاهی همین شنیدن حرف دل مردم، خودش نیمی از مشکلات راه حل می‌کند و مردم را به نظام اميدوار و وفادار نگاه می‌دارد؛ اینگونه مردم حداقل حس می‌کنند که نظام، برای آنان احترام و ارزش قائل است.

زنده باد هرکس که دلش برای مردم می‌تپد...

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر